
برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب ۳۰آبان ماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نگاه "سیامک بهرام پور" به ترانه ها و شعر های نوستالژیک "احمد شاملو "
ادامه مطلب

برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب ۳۰مهرماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تکنوازي زير باران" شرح آشنایی پرويز کلانتري با استاد پرويز مشکاتيان"پرويز کلانتري
ادامه مطلب
تصنیف "شادی آزادی"آواز استاد محمد رضا شجریانبر بام تو را خواندیم
ادامه مطلب
متن تازه ترین ترانه ی استاد محمد رضا شجریان"زبان آتش و آهن"اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟
ادامه مطلب

برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب شهریور ماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب

برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب ۳۱مرداد ماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
مهم ترین تصنیف انقلابی تاریخ موسیقی ایران (از خون جوانان وطن)هوشنگ سامانی
ادامه مطلب

برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب تیرماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
بيانيه جمعی از اهالی هنر و فرهنگ کشور ( هشدار 240 هنرمنددر باره شرايط كشور)ادامه مطلب
سرود «ایران ای سرای امید»و اعتراض دوبارهی استاد محمدرضا شجریان به صدا و سیماادامه مطلب
برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب خرداد ماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
ارسال لينك مستقيم به لينك باكس وب سايت" چراغ هاي رابطه"نصرت درويشي
ادامه مطلب
شقایق ها با صدای رضا سقائي می رقصند ( بازتاب مطلب بميرم سيت رضا سقايي)عباس كدخدا
ادامه مطلب
برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب ۳۱ اردی بهشت ماه درج شده است
لطفا لینک های پیشنهادی خود را به آدرس :
" وب سایت چراغ های رابطه " یا "درخت وخنجر وخاطره" ارسال نمایید
متن کامل لینک ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
گفت و گو با پری زنگنه، خواننده و نویسنده کتاب «آن سوی تاریکی» مينو صابري
ادامه مطلب
بيژن ترقي ترانه سراي نامدار ايران درگذشت.
ادامه مطلب
عاشقانه هاي انتظار،مجموعه سروده هاي سودابه درويشي(سپيده)نصرت درويشي/سپيده درويشي
ادامه مطلب
آلبوم «تنها تو ميماني...» عليرضا افتخاري منتشر شدادامه مطلب

برای اضافه کردن لینک پیشنهادی لطفا کد مطلب را در بخش کامنت ها درج نمایید
بنا بر ضرورت و ماهانه بودن این( پست) تاریخ مطلب فروردین ماه درج شده است
متن كامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب
با لبي خسته مي پرسم از خودم
اين غريبه كيه از من چي مي خواد ؟
اون به من يا من به اون خيره شدم
این آواز غمگین و حزن آلود وشادی آور !! تقدیم به ابراهیم خدایی و همسالان قدیم و همه آنانکه با ترانه های اردلان سرفراز خیابان های خلوت شهر را در شبهای بارانی قدم زنان طی کرده اند
متن کامل ترانه درادامه مطلب
ادامه مطلب
جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی یه نفر جون میکنه
کی میدونه تو دل تاریک شب چی میگذره
پای برده های شب اسیر زنجیر غمه
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
من اسیر سایه های شب شدم
شب اسیر تور سرد اسمون
پا به پای سایه ها باید برم
همه شقه شقه تا دیگ جنون
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
چراغ ستاره من رو به خاموشی میره
بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره
تاریکی با پنجه های سردش از راه میرسه
توی خاک سرد قلبم بذر کینه می کاره
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو این ور و اون ور میزنه
تو رگهای خسته ی سرد تنم
ترس مردن داره پر پر میزنه
دلم از تاریکیها خسته شده
همه ی درها به روم بسته شده
در سرنوشت هر ملت، و در تاريخ هنر، گاه اثري چنان روح زمانه را تصوير ميکند، و چنان بيانگر حس و جان مردمان است که بهعنوان جزئي پايدار از فرهنگ و تاريخ يک ملت، همواره برجا ميماند.
ترانۀ «مرا ببوس» چنين بود.
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
« هوای بــــــهار »
شعر : زنده یاد فریدون مشیری
ایرج بر اساس این شعر گلهای تازه شماره ۷۴را با همراهی نام آوران موسیقی ایران اجرا کرده است
متن این موسیقی تقدیم به آنان که ترانه های خیال انگیز این وبلاگ را دنبال میکنند
دیگر عوامل این اثر
تار : جلیل شهناز
ویولون : زنده یاد پرویز یاحقی
ضرب : زنده یاد امیرناصر افتتاح
متن كامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
خواستم برات غزل بگم دیدم قلم یاری نکرد
وقتی دیـــــد دل ابریه تو سینمه یه کوه درد
خواستم بهت هدیه بدم یه سینه ریز گــــل یاس
دیدم که باغچه یخ زده شاخه ها خالیه از گلاس
متن كامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
اشکم دونه دونه از دیده روونه دل کرده بهونه
ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه
نکنه تنها بمونه توی این عهد و زمونه
ادامه مطلب
رنگ چشمهای تو بارونو بيادم مياره
وقتی نيستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو بيادم مياره
متن کامل ترانه درادامه مطلب
ادامه مطلب
شنبه روز بدی بود
روز بی حوصلگی
وقت خوبی که می شد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبه ی من
جدول نیمه تموم
همه خونه هاش سیاه
روی خونه جغد شوم
صفحه ی کهنه ی یادداشتای من
گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو می گه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه...
غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از اینجا برو
اما موش خورده شناسنامه ی من
عصر چارشنبه ی من (هه)
عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن من
فصل جون سختی ما
روز پنج شنبه اومد
مثل سقاهک پیر
رو نوکش یه چیکه آب
گفت به من بگیر بگیر
جمعه حرف تازه ای برام نداشت
هرچی بود پیشتر از اینها گفته بود...
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
متن کامل ترانه درادامه مطلب
ادامه مطلب
ده رمانِ زامان، دَرده گه یْ کاریم(درمان دردهای زخم کاریم)
هامْ رازِ نالَه یْ ، شُوان بی داریم(همراز ناله شبهای بیداریم)
متن کامل ترانه کردی به همراه ترجمه فارسی درادامه مطلب
ادامه مطلب
دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مثل مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
عزای عشق غصه اش جنس کوهه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
دویدیم و دویدیم و دویدیم
به شبهای پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمومه عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
پشت اين پنجـــــره ها دل مي گيــــــره
غـــــــم و غـــــصّۀ دلُ تو مـــــــــي دوني
وقتي از بخـــت خـــــودم حرف مي زنم
چشام اشک بارون ميشه تو مي دوني
عمــــــريه غـــــــم تو دلـــــم زنــــــدونيه
دل مـــــن زنــــدون داره تو مــــي دوني
هر چي بهـــــش مي گم تو آزادي ديگه
مــگه من دوســــتت دارم تو مي دوني
مي خوام امــشب با خدام شکوه کنم
شــــکوه هاي دلمــــو تــــــو مي دوني
بگم اي خدا چـــــــرا بخـــــتم سياست
چرا بخــــت من سـياست تو مي دوني
پنجره بســــــته ميشه شب مي رسه
چشــــام آروم نـــــداره تــــو مي دوني
اگر امشــــــب بگـــــــذره فردا ميــــشه
مـــگه فردا چي ميــــشه تو مي دوني
عمــــــريه غـــــــم تو دلـــــم زنــــدونيه
دل مـــــن زنــــدون داره تو مـــي دوني
هر چي بهــــش مي گم تو آزادي ديگه
مـيگه من دوســـتت دارم تو مي دوني
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
متن كامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
دوسه شبه که چشمام به دره
خدا کنه که خوابم نبره
تو این قفس که زندون منه دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره خدا کنه که خوابم نبره
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
عشق لالايي بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شيشه هاست
لحظهء شبنم و برگ گل ياس
لحظهء رهايي پرنده هاست
تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مني
تو خود عشقي که شوق موندني
غم تلخ و گنگ شعراي مني
وقتي دنيا درد بي حرفي داره
تويي که فرياد درداي مني
تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مني
دستاي تو خورشيدو نشون مي دن
چشماي بستم و بيدار مي کنن
صداي بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوبار تکرار مي کنن
زندگي وقتي که بيزاري باشه
روز و شبهاش همه تکراري باشه
شايد عشق براي بعضي عاشقا
لحظهء بزرگ بيداري باشه
عشق لالايي بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شيشيه هاست
لحظهء عزيز با تو بودنه
آخرين پناه موندن منه
تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مني
وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه
وقتشه ، از تو گذشتن وقتشه
مهلت تولد دوباره نیست
مردن دوباره ی من وقتشه
دیگه دیره واسه گفتن
این کلام آخرینه
فرصت ضجه نمونده
لحظه های واپسینه
دیگه با عاطفه دشمن
واسه دلتنگی رفیقم
توی شط سرخ نفرت
بی صداترین غریقم
من عروسک کدوم بازی وحشت
من عروس قحطی کدوم تبارم
که مثل تولد فاجعه سردم
که مثل حادثه آرامش ندارم
سرد و ساده و شکسته
آینه ی قدیمی ام من
با چراغ و گل غریبه
با غبار صمیمی ام من
می مونم زیر هجوم
سنگی آوار کینه
واسه بازیچه بودن
آخرین بازی همینه
هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم
اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم
غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم
امشب يک سر شوق و شورم
از اين عالم گويی دورم
متن کامل ترانه درادامه مطلب
ادامه مطلب
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
خنده بر آرید
میره به حجله شادوماد
بله برونه گل میتکونه
دسته به دسته دونه به دونه
شادوماد
ادامه مطلب
چون سايه هاي بي امان
بازيچه دست زمان
در اين دنيا ماندم چنان
افسرده و حيران
سرگشته و نالان
چون آدمک زنجير
بر دست و پايم
از پنجه ي تقدير
من کي رهايم
اي که تو دادي جانم
گو به من تا کي بمانم
آدمي چون آدمک
مخلوقي سرگردان
چون آدمک زنجير
بر دست و پايم
از پنجه تقدير
من کي رهايم
امشب در سر شوري دارم
امشب در دل نـــــوري دارم
باز امشب در اوج آسمانــم
رازي باشد با ستارگانـــــم
امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويـــــــــي دورم
از شادي پر گيرم که رســــــم به فلک
سرود هستي خوانم در بر حور و ملک
بر آسمانها غوغـــا فکنم
سبو بريزم ساغر شکنم
امشب يکسر شوق و شورم
از اين عالم گويــــــــــي دورم
با ماه و پروين سخنــــي گويم
وز روي مه خود اثـــــري جويم
جان يابم زين شبها
ماه و زهره را به طـــــــرب آرم
از خود بي خبرم، ز شعف دارم
نغمـــــه اي بر لبها
شبي که آواز ني تو شنيدم
چو آهوي تشنه تو دويدم
دوان دوان تا لب چشمه رسيدم
نشانه اي از ني و نغمه نديدم
تو اي پري کجايي
که رخ نمي نمايي
از آن بهشت پنهان
دري نمي گشايي
من همه جا، پي تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوي تو را ز گل شنيده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو اي پري کجايي
که رخ نمي نمايي
از آن بهشت پنهان
دري نمي گشايي
دل من سرگشته توست
نفسم آغشته توست
به باغ روياها چو گلت بويم
بر آب و آيينه چو مهت جويم
تو اي پري کجايي
در اين شب يلدا ز پيت پويم
ز خواب و بيداري سخنت گويم
تو اي پري کجايي
مه و ستاره درد من مي دانند
که همچو من پي تو سر گردانند
شبي کنار چشمه پيدا شو
ميان اشک من چو گل وا شو
تو اي پري کجايي
که رخ نمي نمايي
از آن بهشت پنهان
دري نمي گشايي
دست خسته مو بگير
تا ديوار گلي رو خراب كنيم
يه روزي هر روزي باشه دير و زود
مي رسيم با هم به اون رود بزرك
تناي تشنه مو نو
مي زنيم به پاكي زلال رود
متن کامل ترانه شعر کوچه درادامه مطلب
ادامه مطلب
خواهم که بر زلفت، زلفت، زلفت
هر دم زنم شانه، هر دم زنم شانه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه، مستانه مستانه
خواهم بر آبرويت، رويت، رويت
هر دم کشم وسمه، هر دم کشم وسمه
ترسم که مجنون کند بسي
مثل من کسي
چشم نرگست
ديوانه ديوانه، ديوانه ديوانه
يک شب بيا منزل ما
حل کن دو صد مشکل ما
اي دلبر خشکل ما
دردت به جان ما شد، روح و روان ما شد
خواهم که بر چشمت، چشمت، چشمت
هر دم کشم سرمه، هر دم کشم سرمه
ترسم پريشان کند بسي
حال هر کسي
چشم نرگست
مستانه مستانه، مستانه مستانه
خواهم بر رويت، رويت، رويت
هر دم زنم بوسه،هر دم زنم بوسه
ترسم که نالان کند بسي
مثل من کسي
چشم نرگست
جانانه جانانه، جانانه جانانه
همه شب نالم چون ني
که غمي دارم،که غمي دارم
دل و جان بردي امّا
نشدي يارم ،يارم
با ما بودي،بي ما رفتي
چون بوي گل به کجا رفتي
تنها ماندم،تنها رفتي
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
فتادم از پا ز ناتواني، اسير عشقم، چنان که داني
رهايي غم نمي توانم، تو چاره اي کن، که مي تواني
گر ز دل بر آرم آهي
آتش از دلم ريزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشين ريزد
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
نه حريفي تا با او غم دل گويم
نه اميدي در خاطر که تو را جويم
اي شادي جان، سرو روان، کز بر ما رفتي
از محفل ما، چون دل ما، سوي کجا رفتي
تنها ماندم، تنها رفتي
به کجايي غمگسار من؟، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حکايتي ز روزگار من بشنو باز آ،
باز آ سوي رهي
چون روشني از ديده ما رفتي
با قافله باد صبا رفتي
تنها ماندم
تنها رفتي
مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو ها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
شل كه از راه مي رسه غربت هم باهاش مياد
توي كوچه هاي شهر باز صداي پاش مياد
من غماي كهنمو ور مي دارم كه توي ميخونه ها جا بذارم
مي بينم يكي مياد از ميخونه زير لب مستونه آواز مي خونه
مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
گرمي مستي مياد توي رگ هاي تنم
مي بينم دلم مي خواد با يكي حرف بزنم
كي مياد به جرفاي من گوش بده
آخه من غريبه هستم با همه
يكي آشنا مياد به چشم من
ولي از بخت بدم اونم غمه
مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
خسته از هر چي كه بود
خسته از هر چي كه هست
راه مي افتم كه برم
مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل هميشه خاليه
باز دلم گريه ي تنهايي مي خواد
بر مي گردم تا ببينم كسي نيست
مي بينم غم داره دنبالم مياد
مستي ام درد منو
ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو ها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
شب كه از راه مي رسه غربت هم باهاش مياد
توي كوچه هاي شهر باز صداي پاش مياد
من غماي كهنمو ور مي دارم كه توي ميخونه ها جا بذارم
مي بينم يكي مياد از ميخونه زير لب مستونه آواز مي خونه
مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
گرمي مستي مياد توي رگ هاي تنم
مي بينم دلم مي خواد با يكي حرف بزنم
كي مياد به حرفاي من گوش بده
آخه من غريبه هستم با همه
يكي آشنا مياد به چشم من
ولي از بخت بدم اونم غمه
مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
خسته از هر چي كه بود
خسته از هر چي كه هست
راه مي افتم كه برم
مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل هميشه خاليه
باز دلم گريه ي تنهايي مي خواد
بر مي گردم تا ببينم كسي نيست
مي بينم غم داره دنبالم مياد
مستي ام درد منو
ديگه دوا نمي كنه
غم با من زاده شده منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
منو رها نمي كنه منو رها نمي كنه
اگر چه جاي دل درياي خون در سينه دارم
ولي در عشق تو دريايي از دل کم مي يارم
اگر چه روبرويي مثل ايينه با من
ولي چشمام بسم نيست براي سير ديدن
نه يک دل نه هزار دل، همه دلهاي عالم
همه دلها را مي خوام که عاشق تو باشم
تويي عاشق تر از عشق تويي شعر مجسم
تو باغ قصّه از تو سحر گل کرده شبنم
تو چشمات خواب مخمل شراب ناب شيراز
هراز ميخونه آواز هزار و يک شب راز
مي خوام تو را ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم، نه صد چشم
همه چشما را مي خوام
تو را بايد مثل گل نوازش کرد و بوييد
با هر چي چشم تو دنياست، فقط بايد تو را ديد
تو را بايد مثل ماه رو قلّه ها نگاه کرد
با هرچي لب تو دنياست تو را بايد صدا کرد

