مرا
تو
بي سببي
نيستي.
به راستي
صلت كدام قصيده اي
اي غزل؟
ستاره باران جواب كدام سلامي
به آفتاب
از دريچه تاريك؟
كلام از نگاه تو شكل مي بندد.
خوشا نظر بازيا كه تو آغاز مي كني!
***
پس پشت مردمكان
فرياد كدم زنداني است
كه آزادي را
به لبان بر آماسيده
گل سرخي پرتاب مي كند؟-
ورنه
اين ستاره بازي
حاشا
چيزي بدهكار آفتاب نيست.
نگاه از صداي تو ايمن مي شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز مي كني!
***
و دلت
كبوتر آشتي ست،
در خون تپيده
به بام تلخ.
با اين همه
چه بالا
چه بلند
پرواز مي كني
من مرگ خویشتن را
با فصلها در ميان نهاده ام و
با فصلي كه در مي گذشت؛
من مرگ خويشتن را
با برفها در ميان نهادم و
با برفي كه مي نشست؛
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
با چشم ها یم می نویسم
تا شانه های عاشقان عالم
آنقدر خیس بمانند
که تنهایی تو
وگریه های من
کتیبه ی باران خورده ای شود
که شانه به شانه
در بازار ها بگردد
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست
در دلتاي شب
مكرر مي كند
و روز
از آخرين نفس شب پر انتظار
آغاز مي شود
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
بيابان را
سراسر
مه گرفته است
چراغ قريه پنهانست، موجي گرم در خون بيابان است
سراسر
مه گرفته است
چراغ قريه پنهانست، موجي گرم در خون بيابان است
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
در ديدا ري غمناك،من مرگ را به دست
سوده ام
من مرگ را زيسته ام،
با آوازي غمناك
ادامه مطلب

بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مهرویان و بی جا سوختم
سد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گر چه همچون شمع از گرمی سراپا سوختم
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شور بختی بین که در آغوش دریا سوختم
جان پاک من "رهی" خورشید عالمتاب بود
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم
به وصل از سوي يار آمد اشاره
حذر از چشم بد، در گردنم كن
نظر قرباني از ماه و ستاره.
دلي دارم به وسعت آسماني
درو هر خواهشي چون كهكشاني
متن کامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نفرتي ذرّات جانش را جويد.
كينه يي، چون سيلي از سُرب مذاب،
در عروق دردمند او دويد:
همچو ماري، چابك و پيچان و نرم
نيمه شب بيرون خزيد از بسترش،
سوي بالين زني آمد كه بود
خفته در آغوش گرم همسرش.
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
بودن
يا نبودن...
بحث در اين نيست
وسوسه اين است.
***
شراب ِ زهر آلوده به جام و
شمشير به زهر آب ديده
در كف دشمن
يا نبودن...
بحث در اين نيست
وسوسه اين است.
***
شراب ِ زهر آلوده به جام و
شمشير به زهر آب ديده
در كف دشمن
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب

بی صدا
لای آن دستمال می پیچانی
چه انکاری ؟!
که آسمان و فرشته
تا پندار ِ مگر چاره ای هست
ادامه مطلب
| ||
خرم اباد شناسی شايد محدود باشد به اثار قاسمی اما قاسمی محدود به لرستان شناسي نبوده است، قاسمی از سال 1370 تا سال 1383 پنجاه عنوان کتاب در زمينه تاريخ مطبوعات، کتابشناسی و.. منتشر کرده است، در حقيقت امروزه اکثر غير لرستانيها نام قاسمی را به عنوان مهمترين پژوهشگر تاريخ مطبوعات ايران ميشناسند در حالبکه شايد هيچ اطلاعي از آثار لرستان شناسی وي ندارند!
| ||
ادامه مطلب
استقبال مردم از آلبوم «صیاد» با صدای «علیرضا افتخاری» در اوج رونق كانال های ماهواره ای نكات زیادی را به ما یادآوری می كند. شنیده ها از فروش چهارصد هزار نسخه ای «صیاد» از سال گذشته تا امروز حكایت می كند.
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
حمید مصدق متولد 9 بهمن 1318 اصفهان ابتدایی و دبیرستان را در زادگاهش گذراند سال 1339 به تهران آمد از دانشکده حقوق تهران لیسانس گرفت بعد از تحصیل در رشته حقوق به اقتصاد گرایش پیدا کرد و فوق لیسانس اقتصاد گرفت کسانی که به شعر و شاعری علاقمند هستند و شعرهای حمید مصدق را خوانده اند بدون شک منظومه بلند و زیبای " آبی ، خاکستری ، سیاه " را بارها با خود تکرار کرده اند اولین بار این شعر سال 1344 سروده شده است اما در چاپ مجدد 1348 خیلی مشهور شد حتی شعار دانشجویان در تظاهرات سیاسی شد : من اگر برخیزم / تو اگر برخیزی / همه بر می خیزند این شعر تاثیر فوق العاده ای بر نسل جوان داشت
ادامه مطلب
برگ سبزی است تحفه درویشی
شعر های دوست گرامی
جناب آقای نصرت اله مسعودی
بزودی در این وبلاگ به مرور درج می گردد
پشت اين پنجـــــره ها دل مي گيــــــره
غـــــــم و غـــــصّۀ دلُ تو مـــــــــي دوني
وقتي از بخـــت خـــــودم حرف مي زنم
چشام اشک بارون ميشه تو مي دوني
عمــــــريه غـــــــم تو دلـــــم زنــــــدونيه
دل مـــــن زنــــدون داره تو مــــي دوني
هر چي بهـــــش مي گم تو آزادي ديگه
مــگه من دوســــتت دارم تو مي دوني
مي خوام امــشب با خدام شکوه کنم
شــــکوه هاي دلمــــو تــــــو مي دوني
بگم اي خدا چـــــــرا بخـــــتم سياست
چرا بخــــت من سـياست تو مي دوني
پنجره بســــــته ميشه شب مي رسه
چشــــام آروم نـــــداره تــــو مي دوني
اگر امشــــــب بگـــــــذره فردا ميــــشه
مـــگه فردا چي ميــــشه تو مي دوني
عمــــــريه غـــــــم تو دلـــــم زنــــدونيه
دل مـــــن زنــــدون داره تو مـــي دوني
هر چي بهــــش مي گم تو آزادي ديگه
مـيگه من دوســـتت دارم تو مي دوني

علی تجويدی ، استاد و آهنگساز و نوازنده نامی ويلن که چند سالی به دليل بيماری در منزل بستری بود، بامداد چهارشنبه 24 اسفند در سن ۸۶ سالگی در تهران درگذشت.
علی تجويدی از جمله چهره های ثابت برنامه پرطرفدار گلها بود که سالها برنامه اصلی موسيقی سنتی در راديو ايران به شمار می رفت و کشف و معرفی هنرمندانی چون حميرا، هايده و برخی از نوازندگان نامی موسيقی ايرانی از جمله دستاوردهای اوست.
او در آهنگسازی و تصنيف سرايی دستی چيره داشت و بسياری وی را همرديف ابوالحسن صبا و علی اکبر شيدا و عارف قزوينی ارزيابی کرده اند.
متن کامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب
به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول،
در چار چوب شكسته پنجره ئي
كه آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد.
بقیه درادامه مطلب
ادامه مطلب
اگرسایه ی آن گیسو
برف نسار شب نمی شد
من که با آتش لبت
تا ابد
کناراین شب نمی نشستم
که تا دلت بخواهد
قصه ی ماه وپری وپندار
در آن گم می شود
وباز صفحه ی اول آن
ورق نمی خورد.
عزیز دلم
هی!
حرفی بزن هرچند
کوتاه تر ز آه!
آخر این یلدا
تا کی باید از آن شکنج
با احتیاط بگذرد
تا در ظلمات آن همه آب حیات
درگیر خویش نخواند:
"بی عمر زنده ام وین بس عجب مدار"

نوازندگان زن بیست و دومين جشنواره موسيقي فجر
اعتراض مردم فرانسه به زنداني كردن 420 تن در زندان گوانتانامو
اي پناه قلبهاي بي پناه اي اميد آسمان هاي غريب
اي به رنگ اشك هاي گرم شمع اي چنان لبخند ميخك ها نجيب
اي دواي درد دلهاي اسير اي نگاهت مرهم زخم بهار
اي عبور تو غروب آرزو اي ز شبنم هاي رويا يادگار
كوچه دل با تو زيبا ميشود
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
نمايشگاه جشنواره سراسري كمانچه نوازان ايران در خرم آباد لرستان
جشنواره سراسري كمانچه نوازان ايران در خرم آباد
جشنواره سراسري كمانچه نوازان ايران در خرم آباد لرستان
رئالیسم سوسیالیست رئالیسم در ادبیات و فلسفه رئالیسم در سینما و عکاسی
متن كامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
"عربستان سعودی... چه مفاهيمی را به ذهن شما می آورد؟ اقيانوس ماسه؟ نفت ؟ مکه ؟ القاعده ؟
اگر مثل خيلی از غربی ها فکر می کنيد ، بيش از اين نخواهد بود، چون اطلاعاتی که اکثر غربی ها در مورد کشورهای خاورميانه دارند، در همين حد است. اما شايد گزارش و عکس های مبسوط اين شماره همه تصورات شما را از عربستان تغییر دهد . عکس های رضا دقتی ... "
این شروع سرمقاله مجله نشنال جئوگرافيک در اکتبر 2003 است. در اين شماره با يک گزارش 40 صفحه ای، عربستان با عکس های عجیب و نگاه جديدی به غربی ها معرفی می شود . عکس های غریب این شماره را رضا دقتی گرفته که به گفته سردبیر مجله بهترين انتخاب بوده است:" اگر شماره دسامبر 2001 را به ياد داشته باشيد، متوجه شده ايد که يک راهنمای تصويری دينی بعد از ماجرای 11 سپتامبر تهيه شد با نام "ابراهيم".
در آن شماره، ابراهيم به عنوان کسی که در ادیان اسلام،مسيحيت و يهود مورد احترام است، سمبل گزارش تصويری نشنال جئوگرافيک قرار گرفت که بخش زيادی از مسائل درونی و عرفانی اديان و وجوه تشابه آنها را نشان می داد. عکاسی اين پروژه را رضا انجام داد ، چون خودش سال هاست درگير اين مفاهيم به خصوص ابراهيم است . "
رضا دقتی در پروژه عجيب 2001 موفق شده بود تا آخرين درجه ممکن در ميان آدم ها با دين های مختلف نفوذ کند. او با دوربينش به شکلی که اصلا ديده نمی شد در مراسم طواف دور کعبه حضور دارد و از سوی ديگر کوچک ترين جزئيات خواندن تورات را هم ثبت کرده است.
تلاش رضا برای ديده نشدن و نوع نگاهش به عظمت مفهومی مثل دين ، آنقدر تکان دهنده بود که بعد از 11 سپتامبر مدرک مستدلی برای شناخت مسلمانان به غربی ها به شمار می رفت.
به دليل همين نگاه و ديدگاه خاص، رضا دو سال بعد برای پروژه عربستان ، انتخاب شد و با" کاور استوری" جديد موفق شد بخش های پنهان زندگی اعراب را به تصوير بکشد.
اين گزارش تصويری با رقص شمشير شاهزاده بن عبدل عزيز در روز اختتاميه فستيوال شترسواری روی قالی های ايرانی شروع می شود که اطرافش مردان عرب ديگر هم در حال پايکوبی هستند.
در اين گزارش تصويری نگاه محوری ، برقراری تعادل بين سنت و مدرنيزم در کشوری است که سيستم پادشاهی دارد و مردمش به سبک قرن ها پيش لباس می پوشند.
اما بعد از اين رقص سنتی، دوصفحه به عکسی اختصاص دارد که در شب از بالاترين نقطه شهر رياض گرفته شده است؛ اگر اين عکس زيرنويس نداشته باشد حتما با وجود آسمان خراش ها و نورهای زرد ساختمان و شهر با يک شهر غربی مثل نيویورک اشتباه گرفته می شود.عکس بعد، چهار کارگر فقير يمنی و پاکستانی را در شهر جده نشان می دهد که در يک اتاق کوچک و نمور شب را سر مي کنند و روز به عنوان کارگران مهمان در جايي از اين کشور مشغول کار می شوند. در توضيح اين تصوير آمده:" بيش از شش ميليون کارگر از کشورهای ديگر در عربستان زندگی می کنند که برای کار به اين کشور آمده اند.آنها در کشوی زندگی و کار می کنند که شيخ هايش با وجود پول نفت هيچ کمبودی ندارند و بسياری از شهروندانش نياز به کار کردن ندارند."
بخش ديگراین گزارش تصويری به عکس هايي اختصاص دارد که زندگی روزانه مردها و زن های عرب را نشان می دهد. عکسی از يک زاويه بسيار بالا ،هزاران اتومبيل پارک شده در دل بيابانی را نشان می دهد که قبلا شتر ها آنجا می ايستادند ؛ماشين های آمريکايي و ژاپنی که صاحبانشان برای ديدن مسابقه شترسواری آنها را رها کرده و رفته اند.مردی که قران می خواند، شاهزاده ای که به مرد عرب کمک مالی می کند، شب نشينی بيابانی در کنار آتش و مردم باديه نشين عربستان بخش هاي ديگری از اين تصاوير هستند.
رضا دقتی توانسته با وجود همه تعصب های اعراب ، وارد خانه ای شود که دو نسل در آن زندگی می کنند، زن جوان عرب که در مقابل غريبه ها بی حجاب است و با روش کاملا غربی در خانه ای مجلل با همسر وفرزندش زندگی می کند و مادر اوکه با حجاب کامل گوشه خانه لم داده و چای می نوشد. رضا حتی سيستم بيمه و درمان اين کشور را هم از قلم نيانداخته و وارد خانه ای شده که زن مسن ديابتی که از لحاظ مالی وضعيت مناسبی ندارد، به توصيه های پزشک گوش می کند:" دولت بخشی از هزينه های درمان را خودش تقبل می کند.در عربستان فقير يا ثروتمند باشيد ، می توانيد از پزشک رايگان در خانه تان بهره مند شويد."
رضا علاوه بر مراکز پرورش اسب عرب، مساجد بزرگ و معروف در شهرهای مختلف و دستفروشانی که زندگی شان با فروش اسباب بازی های کوچک و ناچيز اطراف مراکز مذهبی میگذرد ، به ميان آدم هايي رفته که زمان آزادشان را در شهر می گذرانند. مردان جوانی که دور هم قليان می کشند و دختران جوانی که بايد با لباس سراسری و پوشيه سياه در شهر بچرخند اما به سراغ جديد ترين مد های آرايشی و لباس می روند و در ميان مراکز خريد وقت می گذرانند.
زير عکسی که دو زن کاملا سياه پوش روی تاب نشسته اند و مردهايشان هم درست کنار آنها مراقبشان هستند آمده: " اينجا زنان در محيط بيرون بدون صورت هستند و مردان غريبه بايد فاصله شان را با آنها حفظ کنند. اما اين همه زندگی آنها نيست."
رضا دقتی عکاس ایرانی است که طی بیست و پنج سال گذشته وقایع بیش از صد کشور جهان را تحت پوشش خبری قرار داده است.او تنها عکاس خبری در جهان است که موقع فتح کابل در سال ۱۹۹۲ در کنار احمد شاه مسعود فرمانده فقید افغانستان وارد این شهر شدوسالها مسئوليت پخش کمک های جامعه جهانی از طرف سازمان ملل متحد در افغانستان را بر عهده داشت. رضا با تأسيس بنياد فرهنگی "آيينه" در سال ۲۰۰۱ در افغانستان موفق به آموزش نوجوانان و جوانان افغانی در رشته های روزنامه نگاري، عکاسي، فيلم برداری وطراحی تا بالاترين سطح حرفه ای شد.
او که سال ها در فرانسه زندگی می کند ، با وجود دريافت جوايز متعدد بين المللی در زمينه عکاسی ، سال گذشته مدال ملی لياقت فرانسه( بالاترين نشان ملی فرانسه) را به خاطر تلاش برای احقاق حقوق انسان ها در بسياری از کشورها از آن خود کرد .
شجریان صدای نامیرا
فريدون فروغی بهمن ماه سال 1329 در تهران به دنیا آمد و در آغاز نوجوانی با خرید یک ست «درامز» به نواختن موسیقی پرداخت، سپس گیتاری به دست آورد و دلبسته آن شد و موسیقی را از طریق شنیداری آموخت و به گفتۀ خودش استادش«ری چارلز» بود و از موسیقی اش الهام می گرفت. فروغی حتی نت خوانی را بدون استاد آموخت، تا این که تورج نگهبان خواندن ترانه فیلم آدمک ساخته خسرو هریتاشی را به فروغی پیشنهاد کرد و این ترانه به همراه ترانۀ دیوانه دل اولین گام در عرصۀ حرفه ای اش شد
متن كامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
اين کــــه خاک سيهش بالين است اختــــــر چـــــــــرخ ادب پــروين است
گـــر چه جــــــز تلخي ز ايام نديــــد هرچه خواهي سخنش شيرين است
صاحب آن همـــه گفتـــــار، امــــروز ســـائـــــــل فاتحــــه و ياسين است
دوستــــان بــــه کــه ز وي ياد کنيد دل بــــيدوست دلــي غمگين است
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
اولين جشنواره سراسري كمانچه نوازان ايران شنبه شب با معرفي نفرات برتر در خرم آباد به كار خود پايان داد.
عكس از ايرنا - دفتر خرم آباد /وحيد بيرانوند
چراغي در دست، چراغي در دلم.
زنگار ِ روحام را صيقل ميزنم.
آينهئي برابر ِ آينهات ميگذارم
|
تا با تو |
|
|
|
ابديتي بسازم. |
ادامه مطلب
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم
متن كامل در ادامه مطلب
ادامه مطلب
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
متن كامل درادامه مطلب
ادامه مطلب

ا ز میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
این تساوی اشتباهی فاحش و محض است
متن کامل شعر درادامه مطلب
ادامه مطلب
اصفهان را هر گز اینگونه دیده اید؟
وبا پیرمرد
از شانه ی اسطوره ی آن باغ بی انار
تا قصه های کودن دم دستی
فروافتادیم ودیگر
هیچ رنگ خوشی
همسایه دیوار به دیوار دل مان نشد
تا از سبزینه های پیش از تیموروچنگیز"صفه"
چیزی بگوید
و صدای"خروس هزار بال" حقوقی را
چنا ن به پلک های مان بکوبد
که برق شفق
ازتاری چشم مان کمانه کند
و بتابد به تیزی تیری
که ترانه ها ی"کمال"را
در حوالی گل
آنگونه ازلبانش تکاند!...
وحالا می سی سی پی
چقدر باید
با آن لهجه ی غلیظ
بر موج دل تو خاک بپاشد
و من بما نم در مسیری
که با د وبغض چنان می وزد
که نه پوست
که پیراهن هم
از طعم آن تاول کوب می شود.
نکند کنار آن لهجه ی خاکی
که خاطرات را کور می کند
آنقدر بمانی
که"صدای خروس هزار بال"را
در آن میدانی که می دانی
حراج کنند
تا تیرسینه ی"کمال"
تارک تر بماند!
کمی زود تر از زود تر بیا
تا گلو به گلوی هم
کنار ضرب کسی
که شادی را
کف سینی های نقره می کوبد
با لحن آن نازنین پیر بخوانیم:
"آی انار انار
انار دون دونه
دنیا همیشه یه جور نمی مونه"
لبانت
به ظرافت شعر
شهواني ترين بوسه ها را به شرمي چنان مبدل مي كند
كه جاندار غار نشين از آن سود مي جويد
تا به صورت انسان درآيد
متن كامل شعر درادامه مطلب
ادامه مطلب
بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر
بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر
برخی از نقاط گردشگری ( باستانی و طبیعی ) خرمآباد
اين شهر تاريخ چند هزار ساله دارد و يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه از آغاز پيدايش خود تا كنون، تمدنهاي مختلف و متعددي، از جمله كاسيها ، بابليها ، ايلاميها ، ساسانيان، سلجوقيان و خوارزمشاهيان و . . . را تجربه كرده است. در پيرامون اين شهر آثار متعددي از ادوار فوق باقي مانده است. خرمآباد در ميان درهاي قيفي شكل و پرآب جاي گرفته است و قلعههاي تاريخي و قديمي آن، محلي امن و سنگري محكم براي حاكمان زمان در برابر مهاجمان و شورشيان بوده است. خرمآباد شهري است تجارتي، خدماتي و نظامي كه به عنوان مركز استان لرستان، در كنار توسعه ناموزون، موجبات جذب مهاجران شهري و روستايي را فراهم آورده است. شكل و تركيب شهر خرمآباد بيشتر تابع عوامل جغرافيايي آن است، به طوري كه فشار جمعيت، خانههاي شهري را تا كمركش كوه پيش برده است. خرم آباد داراي معبر و مسيرهاي قديمي و طبيعي است.
درياچه و سراب كيو – پارك كيو خرمآباد
سراي چنگالي – خرمآباد
آبشار تاف ( نوژيان ) – 30 كيلومتري جنوب شرقي خرمآباد
متن کامل درادامه مطلب
ادامه مطلب
بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر



.jpg)
.jpg)